مرحله نخست، هیجانها است.
آغاز هر رابطهای معمولاً با جذابیتها و هیجانات اولیه همراه است. زوجها در این مقطع یکدیگر را بر اساس کششهای عاطفی و شور عاشقانه انتخاب میکنند. این شور و شوق گاه سبب میشود بسیاری از واقعیتها و چالشهای زندگی مشترک نادیده گرفته شود؛ گویی عینکی از عشق بر نگاه افراد قرار گرفته که تنها زیباییها را برجسته میسازد.
بهتدریج، رابطه وارد مرحله دوم، یعنی کشمکش قدرت میشود.
در این مرحله، تفاوتها و اختلافنظرها آشکار میگردد. هر یک از طرفین تمایل دارد دیدگاه خود را بر دیگری تحمیل کند و همین امر موجب آغاز بحثها و رفتارهای کنترلگرایانه میشود. برخی از زوجها در این مرحله متوقف میمانند و حتی کار به جدایی میکشد. با این حال، نکته مهم آن است که اگر فرد بدون تغییر الگوهای رفتاری خود وارد رابطهای تازه شود، همان مشکلات در قالبی دیگر تکرار خواهد شد.
در صورتی که رابطه تداوم یابد، زوجها به مرحله سوم، پذیرش میرسند.
در این مقطع، طرفین با نقاط قوت و ضعف یکدیگر آشنا شده و از خواستهها و احساسات هم آگاهی مییابند. آنان درمییابند که تلاش برای تغییر طرف مقابل راهکار مناسبی نیست، بلکه باید همدلی و سازگاری را تمرین کنند.
پس از آن، نوبت به مرحله تعهد واقعی میرسد.
اینجا زوجها تصمیم میگیرند با مسئولیتپذیری برای ساختن رابطهای پایدار و آرامشبخش تلاش کنند. اختلافها بهجای آنکه به مجادله تبدیل شوند، از طریق همکاری مدیریت میشوند. تعهد بدین معناست که حتی در شرایط دشوار، به جای گریز از رابطه، در کنار یکدیگر میمانند و برای بهبود آن میکوشند.
در نهایت، رابطه به مرحله وحدت میرسد.
در این مرحله، زوجها به شناخت و درک عمیقی از یکدیگر دست یافتهاند. خوشحالی و رضایت یکی، منبع شادی دیگری میشود. طرفین میکوشند یکدیگر را خرسند سازند و تجربهای غنی از عشق و صمیمیت را رقم بزنند.
بنابراین، اگر امروز در رابطه خود با اختلافاتی مواجه هستید، نگران نباشید. این چالشها بخشی طبیعی از روند رشد رابطه محسوب میشوند. آنچه اهمیت دارد، حفظ آگاهی و تعهد است تا عشق بتواند از هیجانات گذرا عبور کرده و به مرحله وحدت و آرامش دست یابد.