پیش از این در مجموعه مطالب مندرج در بخش روانشناسی زوجین به مفهوم همسر کنترلگر پرداختهایم. این بار از دریچهای دیگر و با یکی از اپیزودهای پادکستهای زوج درمانی این موضوع را دنبال میکنیم.
تا حالا پیش اومده احساس کنی در رابطهت، هر کاری باید با اجازه انجام بشه؟
یهجورایی حس کنی کسی مدام داره تصمیمهات رو بررسی میکنه؟
مثلاً بگه این لباس رو نپوش، چرا دیر جواب دادی، با کی حرف میزدی…
اونجا دیگه رابطه از مسیر طبیعی خودش خارج شده و پای «کنترلگری» وسط اومده.
من مجید صادقی هستم، روانشناس و زوج درمانگر و توی این چند دقیقه میخوام برات بگم چطور میتونی با همسر کنترلگر برخوردی سالم، محترمانه و مؤثر داشته باشی.
اول باید بدونی کنترلگری معمولاً از خشم یا برتریطلبی نمیاد.
بیشتر وقتها ریشهاش اضطرابه. یا اینکه همسرت احساس ناامنی و ترس از طرد شدن داره
کسی که کنترل میکنه، در واقع تلاش داره احساس ناامنی درونی خودش رو با کنترل بیرونیِ تو جبران کنه.
وقتی این رو بفهمی، میتونی با همدلی به مسئله نگاه کنی، نه فقط با خشم.
اما همدلی به معنی سکوت در برابر کنترل نیست.
تو باید مرزهای خودت رو محترمانه ولی قاطع بیان کنی.
مثلاً بگو: «من انتظار دارم با حفظ استقلال همدیگه جلو بریم.»
یا در شرایط آرام بگو: «من احساس میکنم وقتی این اتفاق میافته، آزادیم گرفته میشه. چون برام مهمه خودم تصمیم بگیرم. ترجیح میدم دفعهی بعد با هم مشورت کنیم.»
اگر همسرت زمانی تونست خودش رو کنترل کنه، حتماً اون رفتار رو تشویق کن.
یه جملهی ساده مثل «مرسی که این بار اجازه دادی خودم تصمیم بگیرم، حس خوبی داشتم»
میتونه در ذهنش تأثیر عمیقی بذاره.
برای شناخت الگوی کنترلگری، موقعیتها رو یادداشت کن.
مثلاً چند بار تماس گرفته، چند بار در مورد ظاهر یا انتخابت نظر تحمیلی داده.
نه برای سرزنش، بلکه برای آگاهی.
و اگر این رفتار ادامه پیدا کرد، آرام ولی ثابتقدم بمون.
بگو: «بهتره الان در موردش صحبت نکنیم، وقتی هر دومون آرومتر شدیم حرف میزنیم.»
یعنی نه واکنش تند، نه عقبنشینی کامل. فقط ثبات.
همسر کنترلگر معمولاً زخمی از ناامنی درون خودش داره
در رابطهی سالم، عشق یعنی انتخابِ همدیگر، نه کنترلِ همدیگر.
یادت بموند، احترام بدون آزادی، فقط ظاهر عشقه نه خودِ عشق.