زمان نیاز به زوج‌درمانگر| پادکست زوج درمانی (12)

سلام، من مجید صادقی‌ هستم، زوج‌درمانگر.

امروز می‌خوام باهاتون درباره‌ی یه سؤال مهم حرف بزنم،

سؤالی که خیلی از زوج‌ها ازم می‌پرسن:

«واقعاً کی باید بریم زوج‌درمانی؟

آیا باید صبر کنیم رابطه‌مون به آخر خط برسه، یا زودتر کاری کنیم؟»

بذار از یه مثال ساده شروع کنم.

فرض کنید یکی بهتون بگه فقط با نوشتن یه نامه‌ی عاشقانه

می‌تونید یه رابطه‌ی بی‌نقص و همیشگی بسازید!

باور می‌کنید؟ احتمالاً نه.

چون همه‌مون می‌دونیم رابطه مثل یه گیاهه،

اگه مراقبتش نکنی، خشک می‌شه.

زوج‌درمانی هم در واقع یه روش برای مراقبت از این رابطه‌ست،

برای رشدش، ترمیمش و یاد گرفتن اینکه چطور بهتر کنار هم باشیم.

خیلی از آدم‌ها وقتی میان سر جلسه‌ی مشاوره،

فکر می‌کنن فقط همسرشون باید تغییر کنه.

می‌گن: «مشکل از اونه، من که کاری نکردم!»

اما واقعیت اینه که توی رابطه، هر دو نفر نقش دارن.

وقتی یه چیزی بینتون درست پیش نمی‌ره،

یعنی هر دو در اون وضعیت سهمی دارین.

و تا وقتی هر دو طرف نخواین تغییر کنن، هیچ مشاوره‌ای معجزه نمی‌کنه.

زوج‌درمانی دقیقاً همینو هدف گرفته:

اینکه یاد بگیریم چرا بعضی از رفتارها، حرف‌ها یا عادت‌هامون

به جای نزدیک‌تر کردنمون، باعث فاصله می‌شن.

و بعد کم‌کم جای اون رفتارهای مخرب رو

با رفتارهایی عوض کنیم که رابطه رو قوی‌تر می‌کنن.

حالا بیایید درباره‌ی یه سؤال خیلی مهم حرف بزنیم:

کی وقتشه به زوج‌درمانی فکر کنیم؟

اولین نشونه، وقتی شور و هیجان رابطه از بین رفته.

اون حس خاصی که اول رابطه بود دیگه نیست،

و الان بیشتر شبیه هم‌خونه‌اید تا شریک زندگی.

اگه این سردی ادامه پیدا کنه، به مرور از هم دور می‌شید.

مشاوره می‌تونه کمک کنه دوباره اون حس صمیمیت برگرده.

دوم، وقتی دیگه حس خوبی از رابطه‌تون ندارین.

یه چیزی آزارتون می‌ده ولی نمی‌تونین دقیق بگین چیه.

یه دلخوری مبهم، یه احساس خستگی از رابطه.

توی این شرایط، زوج‌درمانی می‌تونه کمک کنه بفهمین ریشه‌ی مشکل کجاست.

سوم، وقتی یه اتفاق باعث شده رابطه‌تون شکرآب بشه.

شاید یه دروغ، یه خیانت، یا یه حرفی که خیلی دل‌تون رو سوزونده.

اگه این فاصله ترمیم نشه، هر روز بیشتر می‌شه.

مشاوره می‌تونه کمکتون کنه اون زخم رو به شکل درست درمان کنید،

نه اینکه فقط روشو بپوشونید.

چهارم، وقتی اعتماد بین‌تون کم شده.

بی‌اعتمادی ممکنه تو مسائل مالی، عاطفی یا حتی رفت‌و‌آمدهای روزمره باشه.

بازسازی اعتماد کار ساده‌ای نیست،

ولی با راهنمایی یه متخصص و تلاش هر دو نفر شدنیه.

پنجم، وقتی درگیری‌ها زیاد شدن.

اگه احساس می‌کنید مدام بحث می‌کنید،

یا از یه موضوع کوچیک دعوای بزرگ درمیاد،

یعنی یه جای کار تو ارتباط‌تون لنگ می‌زنه.

زوج‌درمانی کمک می‌کنه یاد بگیرید چطور اختلاف‌هاتون رو درست‌تر مدیریت کنید.

ششم، وقتی ارتباط بین‌تون کم شده.

شاید دیگه مثل قبل با هم حرف نمی‌زنید،

یا احساس می‌کنید شنیده نمی‌شید.

وقتی گفت‌وگو کم می‌شه، سوءتفاهم‌ها زیاد می‌شن.

مشاوره می‌تونه کمک کنه دوباره راه ارتباط سالم رو پیدا کنید.

هفتم، وقتی نمی‌تونید احساسات‌تون رو بگید.

خیلیا از این می‌ترسن که حرف دلشونو بزنن و طرف مقابل ناراحت بشه یا قضاوتشون کنه.

زوج‌درمانی دقیقاً جاییه که توش یاد می‌گیرید

چطور احساسات‌تون رو با احترام و امنیت بیان کنید.

هشتم، وقتی حس می‌کنید تو حل مشکلات ناتوان شدین.

هر بار یه مسئله پیش میاد، یا سکوت می‌کنید، یا دعوا.

نه گفت‌وگویی شکل می‌گیره، نه راه‌حلی پیدا می‌شه.

اینجاست که یه مشاور می‌تونه کمک کنه راه‌های تازه‌ای برای گفت‌وگو یاد بگیرید.

و نهم، وقتی صمیمیت فیزیکی‌تون کم شده.

رابطه‌ی جنسی یکی از نشونه‌های سلامت رابطه‌ست.

اگه اون بخش سرد شده یا باعث فاصله و ناراحتی بین‌تون شده،

وقتشه به کمک حرفه‌ای فکر کنید.

آخرین نشونه، وقتی خشم و عصبانیت مدام بالا می‌ره.

گاهی خشم تو رابطه جمع می‌شه و آدم حتی دلیل اصلیشو یادش می‌ره.

ولی اون خشم‌های فروخورده همون چیزیه که باید توی زوج‌درمانی باز بشه و درمان بشه.

پس اگه چند تا از این نشونه‌ها رو تو رابطه‌تون دیدین،

به‌جای ترسیدن، بهش به چشم یه فرصت نگاه کنید.

یه فرصت برای رشد، برای یاد گرفتن دوباره‌ی دوست داشتن.

من مجید صادقی‌ام،

و همیشه به زوج‌هام می‌گم:

زوج‌درمانی آخرین راه نیست، اتفاقاً یکی از بهترین شروع‌هاست.

شروعی برای ساختن دوباره‌ی یه رابطه‌ی سالم، گرم و صمیمی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *