مسائل و مشکلات والدین با کودکان خود معمولاً مشترک و شایع است. این مشکلات معمولاً نگران کننده نیست گرچه اگر درست و آگاهانه مدیریت نشوند ممکن است دردسر ایجاد شود. به مثال زیر توجه کنید:
فهرست مطالب
Toggleکودکان به احتمال خیلی زیاد از خودشان لجبازی نشان میدهند.
اما اگر پدر و مادر با این لجبازی برخورد شدید کنند و به کودک خود برچسب لجباز بزنند، بیخود و بیجهت یک انسان را تا آخر عمر تبدیل به یک فرد لجباز خواهند کرد.
ما در این مقاله از تفکر آگاه در بخش روانشناسی کودک تلاش میکنیم آگاهیهای لازم را در اختیاز شما بگذاریم تا با مدیریت درست فکر و روان کودکتان، به دستاوردهای بزری برسید.
لجبازی
لجبازی یکی از مشکلات رایج در کودکان است که میتواند رابطه والدین و فرزند را تحت تاثیر قرار دهد. این رفتار معمولاً ناشی از تمایل کودک به اثبات استقلال و کنترل شرایط است. وقتی کودک در مقابل خواستهها و دستورات والدین مقاومت میکند، ممکن است احساس کند که از موقعیت قدرت برخوردار است. در این شرایط، والدین باید با صبر و حوصله به کودک کمک کنند تا بفهمد که احترام به دیگران و همکاری با خانواده جزو اصول اساسی رشد فردی است.
غذا نخوردن
یکی دیگر از چالشهای رایج والدین، مشکل غذا نخوردن کودکان است. این رفتار معمولاً زمانی اتفاق میافتد که کودک به دلیل مزه، بافت یا ظاهر غذاها از خوردن آنها امتناع میکند. در برخی موارد، کودک به طور عمدی از غذا خوردن خودداری میکند تا به نوعی توجه والدین را جلب کند یا احساس استقلال کند. برای حل این مشکل، والدین باید با دقت و بدون فشار، به کودک غذاهای متنوع و جذاب پیشنهاد دهند و او را تشویق کنند تا خود به تدریج با غذاهای جدید آشنا شود.
افسردگی
افسردگی در کودکان یکی از مشکلات پیچیدهای است که به سادگی قابل شناسایی نیست. علائم افسردگی در کودکان میتواند شامل بیحوصلگی، بیاعتمادی به خود، تغییرات در خواب و اشتها، یا حتی مشکلات رفتاری مثل عصبانیت و انزوا باشد. این وضعیت ممکن است ناشی از استرسهای محیطی، مشکلات خانوادگی یا مسائل مدرسهای باشد. برای کمک به کودک مبتلا به افسردگی، والدین باید به صحبتهای کودک گوش دهند، از حمایتهای عاطفی و روانی بهرهمند شوند و در صورت لزوم از مشاور یا روانشناس برای درمان کمک بگیرند.
هرآنچیزی که در مورد افسردگی در کودکان باید بدانید
پرخاشگری
پرخاشگری در کودکان میتواند به شکل خشونت، فریاد زدن یا حتی آسیب رساندن به دیگران بروز پیدا کند. این رفتار معمولاً ناشی از احساسات منفی مثل خشم، ناتوانی در بیان احساسات یا حتی جلب توجه است. پرخاشگری ممکن است در اثر عدم توانایی در مدیریت هیجانات کودک ایجاد شود. والدین باید به کودک آموزش دهند که چگونه هیجانات خود را کنترل کند و در مواقع عصبانیت، راههای مناسب ابراز احساسات را به او بیاموزند.
ترس و اضطراب
ترسهای بیپایان یا اضطراب در کودکان معمولاً از تجربههای ناخوشایند، محیطهای جدید یا نگرانی از تغییرات زندگی نشأت میگیرند. این اضطراب میتواند شامل ترس از تاریکی، مدرسه یا حتی افراد جدید باشد. والدین باید با کودک صحبت کنند، احساسات او را درک کرده و به تدریج او را با موقعیتهای ترسناک روبرو کنند تا به احساس امنیت و اعتماد به نفس دست یابد.
عدم تمایل به مدرسه رفتن
یکی از مشکلات رایج در کودکان، عدم تمایل به رفتن به مدرسه است. این مشکل ممکن است به دلایل مختلفی همچون ترس از معلم، مشکلات با همکلاسیها یا حتی ناتوانی در درک درسها باشد. والدین باید به دقت علت این مشکل را شناسایی کرده و با معلم یا مشاور مدرسه همکاری کنند تا به کودک کمک کنند که احساس راحتی و علاقه بیشتری به مدرسه پیدا کند. ایجاد محیطی آرام و حمایتگر در خانه نیز میتواند در کاهش اضطراب مدرسه مؤثر باشد.
حسادت و رقابت با خواهر و برادر
کودکان معمولاً نسبت به خواهر و برادرهای خود احساس رقابت و حسادت دارند، به خصوص زمانی که یکی از فرزندان توجه بیشتری از والدین دریافت میکند. این حسادت میتواند به درگیریها و رقابتهای منفی منجر شود. والدین باید با ایجاد فضای برابری و توجه به نیازهای هر دو فرزند، به آنها آموزش دهند که محبت و توجه والدین محدود به یک نفر نیست و همه اعضای خانواده باید به یکدیگر احترام بگذارند.
خوابیدن و مشکلات مربوط به خواب
مشکلات خواب در کودکان یکی دیگر از مشکلات رایج است که والدین با آن روبهرو میشوند. برخی از کودکان ممکن است از رفتن به رختخواب امتناع کنند یا شبها از خواب بیدار شوند و خواب راحتی نداشته باشند. این مشکلات میتواند ناشی از ترس، اضطراب یا حتی الگوهای نادرست خواب باشد. والدین باید به کودکان الگوهای خواب منظم بدهند، محیط خواب آرام و ایمن فراهم کنند و در صورت لزوم، از مشاورههای تخصصی بهره بگیرند.
سوگ و غم در کودکان
سوگ و غم ناشی از از دست دادن یک عزیز، به ویژه در کودکان، یکی از تجربیات احساسی و پیچیدهای است که میتواند تأثیر زیادی بر رفتار و روحیه آنها بگذارد. زمانی که کودک عزیزی را از دست میدهد، ممکن است احساسات مختلفی مانند غم، گیجی، انکار یا حتی احساس گناه را تجربه کند. کودکان به دلیل عدم توانایی در درک کامل مفاهیم مرگ و نبود فرد عزیز، ممکن است رفتارهایی نظیر بیتوجهی به محیط، اضطراب، گریههای شدید یا حتی تغییرات در خواب و اشتها از خود نشان دهند. همچنین ممکن است برخی از کودکان در پی این تجربه به دنیای درونی خود پناه ببرند و از برقراری ارتباط با دیگران خودداری کنند. والدین باید با صبر و محبت به کودک خود کمک کنند تا این احساسات را درک کرده و از آن عبور کند. تشویق کودک به صحبت کردن در مورد احساساتش و ایجاد فضایی امن برای ابراز غم و اندوه، میتواند در روند بهبود سوگ کمککننده باشد. همچنین مراجعه به مشاور یا روانشناس برای کودکانی که با سوگ دست و پنجه نرم میکنند، بسیار ضروری است تا از ایجاد مشکلات روانی بلندمدت جلوگیری شود.