زوج درمانی روانپویا (Psychoanalytic Couple Therapy) یک رویکرد رواندرمانی است که به بررسی روابط میان دو فرد از دیدگاه روانشناسی عمیق و ناخودآگاه میپردازد. این نوع درمان به دنبال این است که ریشههای پنهان و ناهشیار مشکلات زناشویی را آشکار کرده و با کمک به زوجین در درک بهتر این مسائل، به آنها کمک کند که روابط خود را بهبود بخشند. برخلاف درمانهای متمرکز بر ارتباطات یا رفتار، زوج درمانی روانپویا بیشتر به تأثیرات دوران کودکی و تجربههای گذشته در زندگی زناشویی و الگوهای تکراری ارتباطات میان دو فرد میپردازد. در این مقاله از تفکر آگاه در بخش روانشناسی زوجین به واکاوی بیشتر این روش میپردازیم.
فهرست مطالب
Toggleاصول و مبانی زوج درمانی روانپویا
روان درمانی روانپویا مبتنی بر نظریههای روانکاوی فروید و نظریات پیشرفتهتر توسط روانشناسان معاصر است. این درمان بهویژه بر تحلیل روابط و تاثیرات ناخودآگاه تاکید دارد. هدف این رویکرد درمانی، بررسی ریشههای عمیقتر و ناهشیار تعارضات میان زوجین است. در این درمان، فرض بر این است که هر یک از طرفین رابطه، ناهشیارانه الگوهای رفتاری و عاطفی دوران کودکی خود را به رابطه زناشویی وارد میکنند.
مبانی زوجدرمانی روانپویا
از جمله مبانی مهم این رویکرد موراد ذیل میباشند.
ناخودآگاه و تاثیرات آن: بسیاری از احساسات، ترسها و نیازهای ما ممکن است در ناخودآگاه ذخیره شده باشد و در روابط زناشویی بهصورت ناهشیارانه بازنمایی شود. این احساسات ممکن است از تجربیات اولیه در زندگی، بهویژه از روابط با والدین، سرچشمه بگیرند.
انتقال و انتقال متقابل: در زوج درمانی روانپویا، مفهوم “انتقال” به این معناست که افراد احساسات و نگرشهایی که نسبت به افراد مهم گذشته (مثلاً والدین) دارند، به شریک زندگی خود منتقل میکنند. این فرایند ناهشیار ممکن است باعث بروز تعارضات و مشکلات در رابطه شود.
الگوهای ارتباطی ناهشیار: بسیاری از زوجها الگوهای رفتاری تکراری را در رابطه خود بازسازی میکنند که ممکن است ناشی از تجربیات کودکی یا روابط قبلی باشد. این الگوهای ناهشیار ممکن است منجر به مشکلات ارتباطی، انتظارات نادرست، یا حتی تنشهای مداوم در رابطه شوند.
چه کسانی از این نوع درمان سود میبرند؟
زوج درمانی روانپویا بهویژه برای زوجهایی مناسب است که با مشکلات عاطفی پیچیده یا الگوهای تکراری در رابطه خود مواجهاند. این روش برای افرادی که تمایل دارند به جای تمرکز صرف بر مشکلات فعلی، به عمق احساسات و رفتارهای ناهشیار خود دست یابند، مناسب است.
به طور خاص، این نوع درمان میتواند برای زوجهایی مفید باشد که:
- بهطور مداوم درگیر تعارضات مشابهی هستند.
- احساس میکنند بهرغم تلاشهای مکرر، قادر به حل مشکلات خود نیستند.
- مشکلات عاطفی عمیقی مانند احساس ناامنی، ترس از طرد شدن یا ناتوانی در اعتماد به یکدیگر دارند.
مراحل درمان در زوج درمانی روانپویا
در زوج درمانی روانپویا، درمانگر تلاش میکند با کمک به زوجین در شناخت و درک احساسات و واکنشهای ناهشیار، به آنها کمک کند تا رفتارها و الگوهای مخرب رابطهشان را تغییر دهند. فرآیند درمان به طور کلی شامل مراحل زیر است:
ایجاد فضای امن: درمانگر تلاش میکند یک محیط امن و بدون قضاوت فراهم کند که هر یک از زوجین بتوانند به راحتی احساسات، ترسها و نگرانیهای خود را بیان کنند. ایجاد اعتماد میان درمانگر و زوجین در این مرحله حیاتی است.
شناسایی الگوهای ناهشیار: درمانگر با دقت به صحبتهای هر دو طرف گوش میدهد و به تحلیل تعاملات و واکنشهای آنان میپردازد تا الگوهای ناهشیار و مشکلات ریشهای را شناسایی کند. به عنوان مثال، ممکن است یکی از زوجین به دلیل تجربیات دوران کودکی در برابر انتقاد احساس آسیبپذیری بیشتری کند و بهطور ناهشیار به شریک زندگی خود واکنش نشان دهد.
تفسیر و توضیح: پس از شناسایی الگوهای ناهشیار، درمانگر به زوجین کمک میکند تا این الگوها و واکنشهای خود را درک کنند. این مرحله به آنها کمک میکند تا بفهمند چرا بهصورت خاصی واکنش نشان میدهند یا احساسات خاصی را در رابطه تجربه میکنند.
تغییر و اصلاح: هنگامی که زوجین به درک بهتری از الگوهای ناهشیار خود میرسند، میتوانند روی تغییر این الگوها کار کنند. درمانگر به آنها کمک میکند تا راههای جدید و سالمتری برای برقراری ارتباط و پاسخ به نیازهای خود و شریکشان بیابند.
عزت نفس و اعتماد به نفس در این رویکرد
در فرآیند زوج درمانی روانپویا، نقش عزت نفس و اعتماد به نفس در هر یک از زوجین اهمیت زیادی دارد. عزت نفس پایین میتواند باعث شود که فرد احساس ارزشمندی کمتری در رابطه داشته باشد و به طور مداوم از پذیرش یا طرد شدن بترسد. این احساسات ناهشیار ممکن است در تعاملات روزمره زوجین نمود پیدا کند و منجر به ایجاد تعارضاتی شود که به ظاهر سطحیاند، اما ریشه در باورهای عمیق ناهشیار دارند. از سوی دیگر، اعتماد به نفس پایین ممکن است باعث شود یکی از زوجین از ورود به چالشها یا تصمیمگیریهای مهم در رابطه اجتناب کند، چراکه خود را ناتوان در مدیریت این مسائل میداند.
همانطور که زوجین در درمان روانپویا به شناخت عمیقتری از خود میرسند، عزت نفس و اعتماد به نفس آنها نیز تقویت میشود. بهمرور، هر یک از طرفین یاد میگیرد که خود و نیازهایش را بیشتر بپذیرد و از این طریق به شکلی سالمتر با شریک زندگی خود ارتباط برقرار کند. بهبود عزت نفس نهتنها باعث افزایش احترام به خود میشود، بلکه توانایی افراد در برقراری ارتباط موثرتر و حل مشکلات زناشویی را نیز تقویت میکند. در نتیجه، تقویت عزت نفس و اعتماد به نفس به عنوان پایههای اصلی در ارتقای سلامت رابطه در زوج درمانی روانپویا به شمار میروند.
مزایا و فواید زوج درمانی روانپویا
زوج درمانی روانپویا با تمرکز بر ناخودآگاه و ریشههای عمیقتر مشکلات، میتواند فواید زیادی برای زوجین داشته باشد:
افزایش درک متقابل: یکی از بزرگترین مزایای این روش، افزایش درک و همدلی میان زوجین است. با شناخت بهتر احساسات و نیازهای ناهشیار، زوجین میتوانند بهتر با یکدیگر ارتباط برقرار کنند.
حل تعارضات ریشهای: بسیاری از مشکلات زناشویی تنها در سطح باقی میمانند و درمانهای سطحی ممکن است فقط به صورت موقت آنها را حل کنند. اما زوج درمانی روانپویا با پرداختن به ریشههای ناهشیار، امکان حل پایدارتر تعارضات را فراهم میکند.
تقویت رابطه عاطفی: هنگامی که زوجین از طریق این روش درمانی به درک عمیقتری از خود و شریکشان میرسند، رابطه عاطفیشان نیز بهبود مییابد. آنها میتوانند از طریق ارتباط بهتر و شناخت عمیقتر به یکدیگر نزدیکتر شوند.
محدودیتهای زوج درمانی روانپویا
با وجود مزایای فراوان، زوج درمانی روانپویا نیز مانند هر نوع درمان دیگری محدودیتهایی دارد. این نوع درمان ممکن است برای زوجینی که نیازمند راهحلهای سریع و عملی هستند، مناسب نباشد، زیرا فرآیند آن به زمان و تعمق بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی افراد ممکن است از پرداختن به مسائل ناهشیار و تجربیات گذشته خود احساس ناراحتی کنند و ترجیح دهند به مسائل فعلی و عملیتر تمرکز کنند.
تفاوت روان درمانی هیجان مدار با روان درمانی روان پویا
زوج درمانی هیجانمدار (Emotionally Focused Therapy) یا EFT و زوج درمانی روانپویا هر دو روشهای مؤثری برای بهبود روابط و حل معضلات زناشویی هستند، اما از دیدگاههای مختلفی به مشکلات زوجین میپردازند و رویکردهای متفاوتی دارند.
تمرکز بر هیجانات ناهشیار
در زوج درمانی هیجانمدار، تمرکز اصلی بر هیجانات و احساسات فعلی زوجین است. این رویکرد بر این باور است که مشکلات زناشویی ناشی از چرخههای ناسالم هیجانی میان دو فرد است. EFT به زوجین کمک میکند تا این چرخهها را شناسایی کنند و به جای واکنشهای منفی و دوری، به سمت بیان هیجانات و نیازهای عمیقتر حرکت کنند. درمانگر در EFT تلاش میکند به زوجین کمک کند تا با ابراز احساسات خود، ارتباط عاطفی عمیقتری برقرار کنند.
در مقابل، زوج درمانی روانپویا بر ریشههای ناهشیار مشکلات تمرکز دارد. این رویکرد به جای تمرکز بر احساسات فعلی، به تحلیل الگوهای ناهشیار و تجربیات گذشته میپردازد که ممکن است باعث ایجاد تعارضات در رابطه زناشویی شوند. درمان روانپویا بر این باور است که بسیاری از مشکلات در روابط زوجین ناشی از انتقال ناهشیار احساسات و الگوهای رفتاری از دوران کودکی یا روابط قبلی است.
زمانمحور بودن درمان
زوج درمانی هیجانمدار بیشتر بر مشکلات فعلی و هیجانات حال حاضر تمرکز دارد و معمولاً درمانی کوتاهمدت است. این روش تلاش میکند تا در تعداد جلسات محدود (معمولاً بین 8 تا 20 جلسه) تغییرات ملموسی در رابطه ایجاد کند. EFT به سرعت روی هیجانات فعلی کار کرده و به زوجین کمک میکند تا الگوهای هیجانی منفی را تغییر دهند.
در مقابل، زوج درمانی روانپویا معمولاً فرآیندی طولانیتر و عمیقتر است. این روش نیازمند زمان بیشتری است، زیرا به تحلیل عمیقتری از تاریخچه عاطفی و روانشناختی افراد میپردازد و هدف آن کشف و اصلاح ریشههای ناهشیار مشکلات است. درمان روانپویا اغلب به زمان بیشتری نیاز دارد تا نتایج پایدارتری به دست آورد.
جمع بندی
زوج درمانی روانپویا یک رویکرد عمیق و موثر برای حل تعارضات و بهبود روابط زناشویی است. این روش با تمرکز بر ناخودآگاه و ریشههای پنهان مشکلات، به زوجین کمک میکند تا درک بهتری از خود و شریک زندگیشان بهدست آورند و الگوهای مخرب را شناسایی و تغییر دهند. هرچند این نوع درمان به صبر و تمایل برای کاوش عمیقتر نیاز دارد، اما نتایج آن میتواند پایداری و عمق بیشتری به رابطه عاطفی و زندگی مشترک افراد بدهد.