فهرست مطالب
Toggle
افسردگی از جمله اختلالات رایج دهههای اخیر در جوامع پیشرفته و در حال توسعه است.
اختلال افسردگی از شایعترین اختلالات روانی است که میتواند زندگی فرد را به شدت تحت تأثیر قرار دهد. اختلال افسردگی اساسی نهتنها بر احساسات فرد تأثیر میگذارد، بلکه عملکرد شناختی، رفتارهای اجتماعی و حتی سلامت جسمانی او را نیز مختل میکند.
توجه داشته باشید که افسردگی مثل هر بیماری دیگری قابل درمان است و بیمار دوباره میتواند به حالت طبیعی زندگی برگردد.
علائم افسردگی
افسردگی اساسی طیف گستردهای از علائم را شامل میشود که در زندگی روزمره فرد تأثیر منفی میگذارند. این علائم حداقل باید دو هفته ادامه داشته باشند تا بتوان تشخیص افسردگی را در نظر گرفت. برخی از مهمترین نشانههای این اختلال عبارتند از:
- احساس غم و ناامیدی پایدار
- کاهش علاقه و لذت از فعالیتهایی که قبلاً خوشایند بودند
- خستگی مفرط و کاهش سطح انرژی
- مشکلات خواب (بیخوابی یا خواب بیش از حد)
- تغییرات ناگهانی در وزن و اشتها
- کاهش تمرکز و مشکلات در تصمیمگیری
- احساس بیارزشی و گناه
- افکار مکرر درباره مرگ یا خودکشی
- کاهش میل جنسی و مشکلات در عملکرد جنسی
هشدار: هر علامتی الزاماً به معنای افسردگی نیست. مراقب باشید کسی بابت این علائم به شما برچسب افسردگی نزدند!
عوامل افسردگی:
سابقه خانوادگی یاژنتیکی: افرادی که در خانوادهشان سابقه افسردگی یا سایر اختلالات روانی (مثل اضطراب، اختلالات دوقطبی، یا اسکیزوفرنی) وجود دارد، بیشتر احتمال دارد که خودشان نیز به این اختلال دچار شوند.

افسردگی در خانواده قابل تسری است. اگر یک نفر دچار بشود، ممکن است همهی اعضا خانواده را تحت تاثیر قرار دهد.
استرسهای شدید و ضربههای روحی: حوادث استرسزا و ضربههای روحی شدید مانند مرگ عزیزان، از دست دادن شغل یا مواجهه با جنگ یا بلایای طبیعی و طلاق میتوانند به طور مستقیم باعث ایجاد افسردگی شوند.
تجربههای کودکی: افرادی که در دوران کودکی با سوءاستفاده فیزیکی، جنسی یا عاطفی روبهرو شدهاند، یا در خانوادههایی با بیتوجهی والدین بزرگ شدهاند، بیشتر در معرض ابتلا به افسردگی در بزرگسالی قرار دارند.
مشکلات جسمی مزمن: بیماریهای مزمن جسمی مانند دیابت، بیماریهای قلبی، یا بیماری پارکینسون به دلیل تغییرات فیزیولوژیک در بدن، اثر داروها داروها یا درد مزمن و مختل شدن جریان زندگی، باعث افسردگی میشوند.
تغییرات هورمونی: برای مثال، زنان ممکن است بعد از زایمان دچار افسردگی شوند که تغییرات هورمونی پس از تولد نوزاد عامل اصلی آن است. همچنین، تغییرات هورمونی در دوران یائسگی نیز میتواند باعث افسردگی شوند.
مصرف مواد مخدر یا الکل: مصرف مواد مخدر و الکل میتواند بر مغز تأثیر گذاشته و باعث بروز یا تشدید افسردگی شود. این مواد ممکن است فرد را از مواجهه با مشکلات روانی خود منحرف کنند و در نتیجه علائم افسردگی بیشتر شود.
پیشگیری از افسردگی
مطمئنا میتوان از افسردگی پیشگیری کرد. روشهای مختلفی نیز برای این کار وجود دارد. بناباین افرادی که به دلایل مختلف خود را در معرض این اختلال روانی میبینند باید برای پیشگیری از این مشکل اقدامات لازم را انجام دهند. به صورت کوتاه به برخی از آنها اشاره میکنیم.
- انتخاب سبک زندگی سالم و معنادار شامل زندگی آرام، پرهیز از تنشها و ریسکهای بیمورد و حذف افرادی که ممکن است در افسرده شدن شما نقش داشته باشند.
- استفاده از غذاهای سالم، ویتامینها و مخصوصا امگا 3
- ورزش
- کاهش انتظار از دیگران
- افزایش میزان مطالعه
- اصلاح ارتباطات اجتماعی
- معنویت
انواع مختلف اختلال افسردگی
افسردگی اساسی
افسردگی اساسی با احساس غمگینی عمیق، از دست دادن علاقه به فعالیتهای روزمره و مشکلات در خواب و اشتها همراه است. این نوع افسردگی میتواند بیش از دو هفته طول بکشد و زندگی روزمره فرد را مختل کند. افراد مبتلا به افسردگی اساسی معمولاً انرژی کمی دارند و در تمرکز مشکل دارند.
افسردگی مداوم (دیس تایمیا)
افسردگی مداوم، که به نام دیس تایمیا نیز شناخته میشود، نوعی افسردگی مزمن و خفیف است که به مدت حداقل دو سال ادامه دارد. علائم آن مشابه افسردگی اساسی هستند، اما شدت کمتری دارند. افراد مبتلا به افسردگی مداوم ممکن است احساس غمگینی و بیلطفی داشته باشند، اما قادر به ادامه زندگی روزمره خود هستند.
افسردگی پس از زایمان
افسردگی پس از زایمان نوعی افسردگی است که برخی از زنان بعد از تولد نوزاد خود تجربه میکنند. این اختلال معمولاً در طی چند هفته پس از زایمان شروع میشود و میتواند شامل علائمی چون بیعلاقگی به نوزاد، اضطراب شدید، افسردگی عمیق و احساس بیکفایتی باشد. این نوع افسردگی ناشی از تغییرات هورمونی، خواب ناکافی و فشارهای روانی پس از زایمان است و نیاز به درمان تخصصی دارد.
افسردگی فصلی (پاییز)
افسردگی فصلی پاییز نوعی اختلال خلقی است که با شروع فصل پاییز و کاهش میزان نور خورشید بروز میکند و معمولاً تا پایان زمستان ادامه دارد. این اختلال باعث بروز علائمی مانند احساس غم و بیحوصلگی، خواب زیاد، افزایش اشتها (مخصوصاً تمایل به شیرینیها)، خستگی مزمن، کاهش تمرکز و دوری از جمع میشود. علت اصلی آن به هم خوردن تعادل هورمونهایی مانند سروتونین و ملاتونین است که بر خلقوخو و ریتم خواب تأثیر میگذارند. افراد جوان، زنان و کسانی که در مناطق کمنور زندگی میکنند، بیشتر در معرض این نوع افسردگی هستند.

افسردگی همراه با علائم روانپریشی
این نوع افسردگی یکی از شدیدترین اشکال افسردگی است که با علائم روانپریشی مانند هذیان (افکار غیرواقعی) و توهم (دریافتهای نادرست از واقعیت) همراه است. افراد مبتلا به این نوع افسردگی معمولاً دچار افسردگی شدید هستند و ممکن است درک نادرستی از واقعیت داشته باشند. این اختلال نیاز به درمان فوری و تحت نظر متخصص دارد و معمولاً با داروهای ضد افسردگی و ضد روانپریشی درمان میشود.
افسردگی در کودکان
افسردگی در کودکان نیز مانند بزرگسالان میتواند بروز پیدا کند، اما علائم آن ممکن است متفاوت باشد. کودکان مبتلا به افسردگی ممکن است دچار تغییرات ناگهانی در رفتار شوند، از جمله کاهش علاقه به بازیها و فعالیتهای مورد علاقه، افت عملکرد تحصیلی، انزواطلبی و تحریکپذیری بیش از حد. همچنین ممکن است دچار مشکلات خواب، کاهش یا افزایش اشتها، احساس بیارزشی و غمگینی طولانیمدت شوند. در برخی موارد، این کودکان بدون دلیل مشخصی احساس خستگی شدید دارند یا از دردهای جسمی مانند سردرد و دلدرد شکایت میکنند.

اگر افسردگی در کودکان طولانی شود
باید آن را جدی گرفت و برای درمان آن اقدام کرد.
برای مدیریت و درمان افسردگی در کودکان، والدین باید به علائم هشداردهنده توجه ویژهای داشته باشند و با متخصصان سلامت روان مشورت کنند. حمایت عاطفی و ایجاد محیطی پایدار و آرامشبخش برای کودک میتواند در کاهش علائم افسردگی بسیار مؤثر باشد. فعالیتهای گروهی، تقویت مهارتهای اجتماعی و تشویق کودک به بیان احساسات خود نیز میتوانند نقش مهمی در بهبود وضعیت روانی او ایفا کنند. در موارد شدید، رواندرمانی و در برخی شرایط خاص دارودرمانی ممکن است توصیه شود.
افسردگی در نوجوانان
افسردگی در نوجوانان یک اختلال جدی روانی است که در صورت عدم درمان میتواند مشکلات شدیدی در آینده ایجاد کند. این بیماری معمولاً به دلایل مختلفی از جمله عوامل ژنتیکی، بیولوژیکی، محیطی و هورمونی بروز پیدا میکند. از جمله علائم رایج آن میتوان به عصبانیت، بیحوصلگی، عدم تمرکز، تغییر در الگوی خواب و تغذیه، تمایل به انزوا و کاهش انگیزه اشاره کرد. نوجوانان ممکن است به دلیل تجربیات ناگوار دوران کودکی، بیتوجهی اطرافیان یا مشکلات خانوادگی دچار این بیماری شوند. در برخی موارد، علائم افسردگی با سایر اختلالات روانی مانند اختلال دوقطبی، افسردگی مداوم یا اختلالات اضطرابی اشتباه گرفته میشود، بنابراین تشخیص دقیق توسط متخصص ضروری است.

افسردگی و درمان آن در نوجوانان با کودکان متفاوت است. ما در این سن با اختلالات هورمونی در آستانهی بلوغ نیز مواجهیم که روی علل و درمان تاثیر میگذارد.
والدین و اطرافیان نقش مهمی در تشخیص و درمان افسردگی نوجوانان دارند. برقراری ارتباط مؤثر، نشان دادن محبت، افزایش مهارتهای ارتباطی و کمک به نوجوانان برای یافتن افکار منفی از جمله روشهای مؤثر در درمان هستند. علاوه بر این، مشاوره تخصصی و درمانهای روانشناختی مانند رواندرمانی، رفتاردرمانی شناختی و در برخی موارد دارودرمانی میتوانند به بهبود وضعیت نوجوان کمک کنند. در صورت مشاهده علائم شدید، بهویژه افکار مرتبط با خودکشی، مراجعه فوری به پزشک ضروری است، زیرا افسردگی ممکن است بدون مداخله بدتر شده و منجر به عوارض جبرانناپذیری شود.
زندگی با همسر دچار افسردگی
زندگی با همسری که دچار افسردگی است میتواند چالشهای عاطفی و روانی زیادی ایجاد کند. فرد مبتلا ممکن است دچار کاهش علاقه به زندگی مشترک، بیتفاوتی عاطفی، کنارهگیری از فعالیتهای خانوادگی و حتی کاهش میل جنسی شود. این وضعیت میتواند احساس ناامیدی، خستگی و سردرگمی در شریک زندگی او ایجاد کند. مهمترین نکته در چنین شرایطی، درک این موضوع است که افسردگی یک بیماری واقعی است و همسر فرد مبتلا باید با صبر و درک، از قضاوت و سرزنش کردن خودداری کند.
برای مدیریت این شرایط، همسر فرد مبتلا باید حمایت عاطفی و عملی از او داشته باشد و او را به دریافت کمک حرفهای تشویق کند. برقراری ارتباط مؤثر، ایجاد فضای امن برای بیان احساسات و تشویق فرد به انجام فعالیتهای مثبت مانند ورزش و تفریحهای مشترک میتواند تأثیر بسزایی در روند بهبود داشته باشد. در عین حال، فرد حمایتکننده نیز نباید سلامت روانی خود را نادیده بگیرد و در صورت نیاز، از مشاوره متخصص برای مقابله با استرس ناشی از این وضعیت بهره ببرد. در نهایت باید گفت با جلسات زوج درمانی میتوان در کنار همسر، به این اختلال روانی پایان داد.
تفاوت اختلال افسردگی و دو قطبی
افسردگی و اختلال دو قطبی دو نوع اختلال عاطفی هستند که با وجود مشابهاتی، در چند جنبه از هم متمایزند.
اولین تفاوت بین افسردگی و اختلال دو قطبی در نوع و شدت علائم آنها است. در افسردگی، شخص ممکن است احساسات شدیدی از ناراحتی، ناامیدی و انزجار داشته باشد که به طور معمول مدت زمان طولانیتری ادامه دارد. این احساسات میتوانند باعث مشکلات در خواب، تغذیه و تمرکز شوند و ممکن است به نحوی که به فعالیتهای روزمره تأثیر بگذارند.

در مقابل، اختلال دو قطبی شامل دو وضعیت مختلف است: مانیا (یا بیماری دو قطبی) که شامل احساسات شدید خوشحالی، بیاعتمادی به نفس، و افکار پراکنده است، و افسردگی که به طور معمول پس از دوره مانیا رخ میدهد و شامل احساسات شدید از ناراحتی، کاهش انرژی و تمایل به انزوا میباشد.
در مورد درمان، افسردگی معمولاً با مشاوره و داروهای ضد افسردگی قابل کنترل است. اما درمان اختلال دو قطبی پیچیدهتر است و ممکن است نیاز به داروهای مختلف و مشاوره متخصص داشته باشد تا کنترل شود.
به طور کلی، تفاوت اصلی بین این دو اختلال در حالتهای هیجانی مخالف که در افراد با اختلال دو قطبی وجود دارد، در حالی که در افسردگی این نوع نوسانات معمولاً وجود ندارد و فقط حالت افسردگی طغیان میکند.
افسردگی در زنان
افسردگی در زنان به دلایل مختلفی مانند عوامل ژنتیکی، تغییرات هورمونی، استرسهای محیطی و نقشهای چندگانهای که بر عهده دارند، شایعتر از مردان است. علائم این بیماری شامل کاهش انرژی، بیعلاقگی به فعالیتهای گذشته، تغییر در اشتها و خواب، احساس پوچی و بیارزشی، اضطراب، تحریکپذیری، گریههای مکرر و حتی افکار مربوط به مرگ یا خودکشی میشود. برخی از انواع افسردگی در زنان شامل افسردگی پس از زایمان، افسردگی پیش از قاعدگی و افسردگی ناشی از یائسگی هستند که هرکدام میتوانند تحت تأثیر تغییرات هورمونی و عوامل محیطی تشدید شوند.
برای درمان افسردگی، روشهایی مانند رواندرمانی، مصرف داروهای ضدافسردگی تحت نظر پزشک، اصلاح سبک زندگی، ورزش منظم، رژیم غذایی سالم و دریافت حمایت اجتماعی توصیه میشود. همچنین، نور درمانی و تکنیکهای مدیریت استرس مانند مدیتیشن و یوگا میتوانند به بهبود علائم کمک کنند. تشخیص زودهنگام و دریافت مشاوره از متخصصان روانشناسی یا روانپزشکی، نقش مهمی در کنترل و درمان این بیماری دارد و میتواند کیفیت زندگی افراد را بهبود بخشد.
افسردگی در دختران
افسردگی در دختران یکی از مسائل مهم روانی است که میتواند در دوران نوجوانی یا جوانی شروع شود و تأثیرات عمیقی بر سلامت روان، عملکرد تحصیلی، روابط اجتماعی و کیفیت زندگی آنان داشته باشد. عوامل مختلفی مانند تغییرات هورمونی در دوران بلوغ، فشارهای اجتماعی و فرهنگی، انتظارات بالا از ظاهر و عملکرد، و تجربه خشونت یا آزار میتوانند دختران را نسبت به افسردگی آسیبپذیرتر کنند. همچنین، دختران بیشتر از پسران تمایل دارند احساسات منفی خود را درونی کنند، که این موضوع میتواند باعث بروز علائمی مانند غم عمیق، بیانگیزگی، اضطراب، یا حتی افکار خودکشی شود.

افسردگی در دختران زوایای بسیار زیادی دارد. برخی مواقع دختران برای جلب توجه و گاهی به خاطر تسری از همسالان خود دچار افسردگی میشوند. یا در اثر آسیبهای جسمی و عاطفی و سوء استفاده به این اختلال دچار میشوند.
از سوی دیگر، شبکههای اجتماعی و فضای مجازی نیز میتوانند در تشدید احساس ناکافی بودن یا مقایسه منفی با دیگران نقش داشته باشند. دخترانی که در محیطهای خانوادگی یا آموزشی پرتنش قرار دارند، یا تجربه بیتوجهی، خشونت روانی یا جنسی را دارند، بیشتر در معرض ابتلا به افسردگی قرار میگیرند. شناسایی بهموقع علائم، ایجاد فضای امن و حمایتگر، و دریافت مشاوره و درمان مناسب، میتواند در کاهش شدت این اختلال و بهبود وضعیت روانی دختران بسیار مؤثر باشد.
مردها هم افسرده میشوند
باور عمومی در خصوص افسردگی این است که این اختلال روانی بیشضتر متوجه کودکان، نوجوانان و زنان است در صورتیکه افسردگی در مردان را هم باید جدی گرفت؛ مخصوصا اینکه این اتفاق در دههای اخیر جدیتر شده است.
افسردگی در مردان الگوی متفاوتی دارد. بر خلاف زنان، آنها تلاش میکنند با رفتارهای عمدتا ناسالم، افسردگی خود را پنهان کنند، و از بروز احساسات خود به صورت آشکار، خودداری میکنند. ببه همین خاطر افسردگی در مردان معمولا دیر تشخیص داده میشود.
روشهای درمانی اختلال افسردگی

چیزی که باید مورد توجه قرار گیرد این است که
افسردگی قابل درمان است.
آیا افسردگی قابل درمان است؟
خبر خوب این است که افسردگی، حتی در شدیدترین حالت، قابل درمان است. با انتخاب یک رویکرد درمانی مناسب، بسیاری از افراد میتوانند بهبود پیدا کنند و به زندگی عادی بازگردند. نکته مهم این است که درمان باید توسط متخصصان انجام شود و فرد مبتلا نباید از دریافت کمک خودداری کند. حمایت خانواده و دوستان نیز تأثیر بسزایی در روند بهبود دارد.
۱. دارودرمانی افسردگی
داروهای ضدافسردگی برای تنظیم مواد شیمیایی مغز استفاده میشوند. این داروها معمولاً ۴ تا ۸ هفته زمان نیاز دارند تا تأثیر خود را نشان دهند. انواع داروهای ضدافسردگی شامل مهارکنندههای بازجذب سروتونین، داروهای سهحلقهای و مهارکنندههای مونوآمین اکسیداز هستند. انتخاب داروی مناسب به شرایط فرد بستگی دارد.
۲. رواندرمانی
جلسات مشاوره و رواندرمانی، به ویژه درمان شناختی-رفتاری، میتوانند به فرد کمک کنند تا افکار منفی خود را اصلاح کند و الگوهای رفتاری مثبتتری ایجاد کند. در برخی موارد، درمان بینفردی نیز برای بهبود روابط اجتماعی و کاهش استرس توصیه میشود.
۳. تغییر سبک زندگی
تغییراتی مانند افزایش فعالیتهای بدنی، تنظیم الگوی خواب، تغذیه سالم و کاهش استرس میتوانند نقش مهمی در کاهش علائم افسردگی داشته باشند. تمرینهایی مانند مدیتیشن و یوگا نیز میتوانند به بهبود وضعیت روحی فرد کمک کنند.

لایف استایل یا سبک زندگی رابطه مستقیمی با درمان افسردگی دارد.
۴. درمان افسردگی با نورو فیدبک
نوروفیدبک یک روش درمانی غیرتهاجمی برای افسردگی است که با استفاده از فناوری EEG (الکتروانسفالوگرافی) فعالیتهای مغزی را پایش و تنظیم میکند. در این روش، فرد از طریق بازخوردهای بصری یا شنیداری یاد میگیرد که الگوهای غیرطبیعی امواج مغزی خود را اصلاح کند و به تعادل مطلوب عصبی برسد.
5. درمان افسردگی بدون دارو
افسردگی را میتوان در بسیاری از موارد بدون نیاز به دارو و با استفاده از روشهای غیردارویی مدیریت و درمان کرد. تغییر سبک زندگی، ورزش منظم، تغذیه سالم، خواب کافی، ایجاد برنامه منظم روزانه، داشتن هدف، مدیتیشن، یوگا، گذراندن وقت در طبیعت و دوری از افکار منفی از مهمترین راهکارهایی هستند که به بهبود خلقوخو و کاهش علائم افسردگی کمک میکنند. همچنین مکملهای ویتامینی و گیاهان دارویی مانند زعفران، گل راعی، بابونه و اسطوخودوس نیز میتوانند نقش مؤثری در بهبود افسردگی ایفا کنند.
6. درمان افسردگی با ورزش
ورزش میتواند به شما در درمان افسردگی کمک کند. باعث افزایش ترشح هورمونهای شادیآور مانند اندورفین شده و ذهن را از افکار منفی دور میکند. ورزشهایی مانند یوگا، کوهنوردی، ایروبیک، شنا و پیادهروی در طبیعت به بهبود افسردگی کمک میکند
درمان افسردگی با روانپزشک یا روانشناس؟
در اغلب موارد مراجعه به روانشناس نقطه شروع مناسبتری نسبت به روانپزشک است، زیرا روانشناس با استفاده از رویکردهای غیر دارویی و مشاوره تخصصی، به فرد کمک میکند تا ریشههای فکری و رفتاری افسردگی را شناسایی و اصلاح کند. اما در مواردی که شدت افسردگی بالا باشد، لازم است فرد به روانپزشک ارجاع داده شود.
افسردگی پس از خیانت
خیانت همسر میتواند ضربهای عاطفی شدید ایجاد کند که در بسیاری موارد به افسردگی منجر میشود؛ افسردگی پس از خیانت تنها غمگینی ساده نیست، بلکه با نشانههایی چون اضطراب، بیخوابی، احساس بیارزشی، نشخوار فکری، کاهش اعتمادبهنفس و حتی افکار خودکشی همراه است. این وضعیت شباهت زیادی به اختلال استرس پس از سانحه دارد و تحت تأثیر عواملی مانند نوع خیانت، کیفیت رابطه، سابقه آسیبهای روانی و شدت بحران شکل میگیرد. دلایل متعددی برای خیانت وجود دارد؛ از نارضایتی زناشویی و مشکلات تعهد گرفته تا احساس نادیده گرفته شدن، کسالت، تصویر بدنی منفی، فرصتطلبی یا حتی انتقامجویی. پیامد روانی چنین تجربهای ممکن است فرد را در چرخهای از ناامیدی گرفتار کند، اما مداخلات درمانی نقش حیاتی دارند. رواندرمانی با رویکردهای مختلفی چون درمان شناختی رفتاری (CBT)، رفتاردرمانی دیالکتیکی (DBT)، پذیرش و تعهد (ACT) یا درمان پویشی کوتاهمدت (ISTDP) میتواند در بازسازی عزتنفس، اصلاح افکار منفی، تقویت مهارتهای مقابلهای و بازگشت به زندگی متعادل مؤثر باشد. در برخی موارد، ترکیب رواندرمانی با دارودرمانی نیز توصیه میشود تا فرد بتواند از بحران عبور کرده و دوباره سلامت روانی و عاطفی خود را بازیابد.
سوالات متداول درباره افسردگی
۱. آیا افسردگی ارثی است؟
بله، تحقیقات نشان میدهند که افسردگی میتواند زمینه ژنتیکی داشته باشد، اما عوامل محیطی نیز نقش مهمی در بروز آن ایفا میکنند.
۲. آیا بدون دارو میتوان افسردگی را درمان کرد؟
در موارد خفیف، تغییر سبک زندگی و رواندرمانی میتوانند مؤثر باشند، اما در موارد شدید، دارو درمانی ممکن است ضروری باشد.
۳. آیا افسردگی بدون درمان بهبود مییابد؟
افسردگی ممکن است در برخی موارد بدون درمان برطرف شود، اما در بسیاری از موارد بدون مداخله مناسب، علائم تشدید خواهند شد.
۴. آیا افسردگی روی سلامت جسمی تأثیر میگذارد؟
بله، افسردگی میتواند باعث مشکلاتی مانند بیخوابی، افزایش یا کاهش وزن، ضعف سیستم ایمنی و بیماریهای قلبی شود.
در نهایت، شناخت افسردگی و درک اهمیت درمان آن، اولین گام برای بهبود کیفیت زندگی فرد و کاهش اثرات منفی این اختلال است.