استرس جنگ چیست؟ علائم و راههای مقابله با اضطراب جنگ
استرس جنگ آن حس ناخوشایندی است که هر بار با دیدن تصویری از ویرانی یا شنیدن خبری از درگیری مسلحانه، موجوار در سینهات مینشیند، حتی اگر هزاران کیلومتر از میدان نبرد فاصله داشته باشی. این پدیده فقط متعلق به سربازها نیست. یک مادر در تهران که هر شب اخبار یک کشور همسایه را دنبال میکند، یک دانشجو که در میان فیدهای شبکههای اجتماعی گیر افتاده، یا یک کودک که گوشهای نشسته و مکالمات بزرگترها را میشنود، همه میتوانند درگیر اضطراب جنگ شوند. در این مقاله، از علائم تا ریشههای زیستشناختی، و از آسیبپذیرترین گروهها تا راههای واقعی مقابله، همه چیز را با هم بررسی میکنیم.
فهرست مطالب
Toggleخلاصه:
استرس جنگ یک طیف از واکنشهای روانشناختی به تهدید جنگ است که میتواند هم در مناطق درگیر و هم در کشورهای دور رخ دهد. بر اساس پژوهشهای Rachel Yehuda در Icahn School of Medicine at Mount Sinai، بدن افراد مبتلا به PTSD جنگی یک نشانه زیستشناختی غیرمنتظره دارد: سطح کورتیزول پایینتر از حد طبیعی، نه بالاتر. سازمان بهداشت جهانی تخمین میزند ۲۲ درصد از جمعیتهای جنگزده دچار اختلال روانی میشوند، یعنی سه برابر میانگین جهانی. وقتی علائم بیش از چهار هفته ادامه دارند یا زندگی روزانه را مختل میکنند، وقت مراجعه به متخصص است.

۱. استرس جنگ دقیقاً چیست؟
استرس جنگ یک تشخیص بالینی رسمی در DSM-5 یا ICD-11 نیست. این عبارت به یک طیف از واکنشهای روانشناختی اشاره دارد که ممکن است از نگرانی خفیف تا اختلالاتی مانند اختلال استرس پس از سانحه را دربرگیرد. این تفکیک اهمیت دارد: داشتن نگرانی درباره جنگ با ابتلا به PTSD یکی نیست، اما اگر بدون توجه رها شود، میتواند به آن تبدیل شود.
وقتی مغز پیامی درباره خطر دریافت میکند، چه از یک تیر واقعی، چه از یک خبر تلویزیونی، پاسخ یکسانی میدهد: آمیگدال فعال میشود و بدن را آماده فرار یا مقابله میکند. مشکل آنجاست که در جهان امروز، جریان اخبار و شبکههای اجتماعی این پیام را بهصورت مداوم تکرار میکنند. آمیگدال خاموش نمیشود و بدن در یک حالت هشدار مزمن گیر میافتد.
۲. چه اتفاقی در بدن میافتد؟

1- کورتیزول؛ هورمونی که برعکس رفتار میکند.
یکی از جالبترین یافتههای علم استرس جنگ این است: در افرادی که PTSD جنگی دارند، سطح کورتیزول، هورمون اصلی استرس، پایینتر از حد طبیعی است، نه بالاتر.
Rachel Yehuda، استاد روانپزشکی و علوم اعصاب در Icahn School of Medicine at Mount Sinai، این یافته را ابتدا در جانبازان جنگ ویتنام مشاهده کرد و سپس در بازماندگان هولوکاست تأیید نمود. کورتیزول معمولاً پس از خطر، واکنش استرس را خاموش میکند. وقتی این هورمون کافی نباشد، سیستم عصبی نمیتواند وضعیت اضطرار را تمامشده تلقی کند و بدن همچنان در آمادهباش میماند. این توضیح میدهد که چرا علائمی مثل بیقراری و اضطراب مداوم حتی سالها بعد از پایان درگیری هم میتوانند ادامه داشته باشند.
2- جسم حافظه دارد.
Bessel van der Kolk، روانپزشک و محقق تروما که در دهه ۱۹۸۰ یکی از اولین مراکز بالینی تحقیق بر روی استرس تروماتیک در غیرنظامیان را در بوستون راهاندازی کرد، در پژوهشهای گستردهاش نشان داد که تروما فقط در ذهن نیست بلکه در بدن ذخیره میشود. استرس جنگ سیستم عصبی خودمختار را مختل میکند و نتیجهاش میتواند دردهای جسمی، خستگی مزمن، و اختلال در سیستم ایمنی باشد.
۳. علائم استرس جنگ را بشناسیم.
علائم را میتوان در سه دسته دید.
علائم شناختی و عاطفی شامل نگرانی مداوم از وقوع جنگ، احساس درماندگی، تصاویر ذهنی مکرر از صحنههای خشونتبار، تحریکپذیری غیرعادی، و مشکل در تمرکز روی کارهای روزمره میشوند.
علائم جسمی معمولاً شامل بیخوابی یا بد خوابیدن، تپش قلب با شنیدن صداهای بلند، سردردهای مکرر، تنش عضلانی، و خستگیای است که با استراحت برطرف نمیشود.
علائم رفتاری هم از اجتناب از اخبار یا وابستگی افراطی به آن تا کنارهگیری از روابط اجتماعی و تغییر در عادات غذایی را دربرمیگیرند.
مرز میان «نگرانی طبیعی» و «اضطراب جنگ نیازمند توجه» را میتوان اینگونه کشید: اگر علائم بیش از چهار هفته ادامه دارند یا کارکرد روزانه مثل خواب، کار، و روابط را مختل میکنند، وقت مراجعه به متخصص است.
۴. آیا فقط کسانی که در منطقه جنگی هستند تحت تأثیر قرار میگیرند؟
خیر، و این مهمترین نکتهای است که اغلب نادیده گرفته میشود.
Fiona Charlson از University of Queensland در یک متاآنالیز گسترده که نتایجش در The Lancet منتشر شد، دادههای ۱۲۹ مطالعه را ترکیب کرد. نتیجه این بود که حدود ۲۲ درصد از جمعیتهای تحت تأثیر جنگ در هر زمان دچار یک اختلال روانی میشوند، نرخی که سه برابر میانگین جهانی است.
اما این فقط برای کسانی نیست که مستقیماً زیر بمباران هستند. چرخه نشخوار ذهنی و نگرانی افراطی که اخبار جنگ در ذهن راه میاندازد، در افرادی که صدها کیلومتر دورترند هم دیده میشود، بهخصوص وقتی درگیری در یک کشور همسایه است یا دوست و آشنایی در آن منطقه حضور دارد.

۵. چه کسانی آسیبپذیرتر هستند؟
1- کودکان؛ گروهی که زبانشان برای توضیح دردشان کافی نیست.
کودکانی که درگیر جنگ میشوند، چه مستقیم و چه از راه دیدن پریشانی والدین، در معرض آسیبهای جدیتری هستند. مغز کودکان در حال رشد است و استرس مزمن میتواند مسیرهای عصبی مرتبط با تنظیم هیجان را دائماً تغییر دهد.
کودکانی که شاهد خشونت خانگی یا اجتماعی هستند یا والدین مضطرب دارند، دو تا سه برابر بیشتر در معرض اختلالات اضطرابی قرار میگیرند. ابعاد این آسیبها، از اختلال در رشد زبانی تا بروز PTSD در سنین پایین، موضوعی است که تأثیر جنگ بر روان کودکان را به یکی از حساسترین حوزههای روانشناسی بحران تبدیل کرده.
2- زنان.
پژوهش منتشرشده در Scientific Reports که طی یک مطالعه طولی سهموجی روی ۱۰۵۲ نفر در مناطق درگیر جنگ انجام شد، نشان داد زنان نرخ معنادارتری از اضطراب و PTSD نسبت به مردان گزارش میکنند. این تفاوت در مواردی که جابجایی اجباری یا از دست دادن عزیزان هم وجود دارد، شدیدتر است.
3- کسانی که سابقه ترومای قبلی دارند.
Ken Brackstone و همکارانش از University of Southampton در مطالعهای روی آوارگان اوکراینی منتشرشده در PLOS Global Public Health نشان دادند که افرادی با سابقه PTSD قبلی، در مواجهه با استرس جنگ جدید، علائم بسیار شدیدتری تجربه میکنند. ترومای قدیمیتر مثل یک آستانه پایینتر عمل میکند.
۶. استرس جنگ با روابط خانوادگی چه میکند؟
این بخشی است که کمتر به آن پرداخته میشود.
وقتی استرس جنگ وارد خانه میشود، اول از همه روابط را میفرساید. فردی که درگیر اضطراب جنگ است ممکن است تحریکپذیر، گوشهگیر، یا بهشکل افراطی نگران اعضای خانواده باشد. این الگوها میتوانند زمینهساز فاصله احساسی بین زن و شوهر یا تشدید تعارضهایی شوند که ریشهشان جای دیگری است.
از طرف دیگر، کودکانی که والدینشان درگیر استرس شدید هستند، معمولاً این اضطراب را از طریق رفتار والدین جذب میکنند، حتی اگر هیچکس مستقیماً درباره جنگ با آنها صحبت نکند.
۷. آیا استرس جنگ میتواند به نسل بعدی منتقل شود؟
این یکی از تکاندهندهترین یافتههای علم مدرن تروماست.
Rachel Yehuda در پژوهشهایش روی فرزندان بازماندگان هولوکاست نشان داد که فرزندان والدینی که PTSD جنگی دارند، بدون آنکه خودشان تجربه تروما داشته باشند، همان الگوی غیرعادی سطح کورتیزول و همان آسیبپذیری بالاتر برای PTSD را نشان میدهند. این پدیده که انتقال بیننسلی تروما نامیده میشود، احتمالاً از طریق تغییرات اپیژنتیک منتقل میشود.
به زبان سادهتر: استرسی که پدر یا مادر در زمان جنگ تجربه کرده، میتواند ردپایی بیولوژیکی در فرزندان باقی بگذارد. این نشان میدهد که درک درست از تروما و چگونگی شکلگیری آن نه فقط برای خود فرد، بلکه برای نسلهای آینده هم اهمیت دارد.
۸. آیا تابآوری در برابر استرس جنگ ممکن است؟
پاسخ بله است و شواهد علمی خوبی پشتش وجود دارد.
Ann Masten، استاد روانشناسی در University of Minnesota، با دههها پژوهش نشان داده که تابآوری نه یک ویژگی ذاتی نادر، بلکه یک فرآیند قابل یادگیری است. او این ایده را «جادوی معمولی» نامید: تابآوری از روابط مراقبانه، تنظیم هیجان، و ثبات اجتماعی تغذیه میکند، همان چیزهایی که جنگ مستقیماً تخریب میکند.
اگر میخواهی بدانی این فرآیند در عمل چطور شکل میگیرد، راههای عملی تقویت تابآوری در دوران جنگ را با شواهد و مثالهای دقیقتری بررسی کردهایم.
۹. چه زمانی باید به متخصص مراجعه کرد؟
این سوالی است که خیلیها دیر به آن میرسند.
اگر هر یک از این موارد بیش از چهار هفته ادامه دارد، مراجعه به روانپزشک یا روانشناس توصیه میشود: علائم جسمی بیمنشأ پزشکی مانند سردردهای مکرر یا تپش قلب، افکار تکراری و مزاحم درباره صحنههای خشونتبار، اجتناب از فعالیتهای معمولی زندگی به دلیل ترس، احساس بیحسی عاطفی، و خلق پایین و بیانگیزگی مداوم که بیش از دو هفته ادامه داشته باشد.
در کودکان، توجه به تغییر ناگهانی در رفتار مثل پرخاشگری، شبادراری، یا ترس از جدایی مهم است.

۱۰. چطور با استرس جنگ کنار بیاییم؟ راهکارهای عملی.
1-مدیریت مصرف اخبار.
مصرف اخبار را به زمانهای مشخص محدود کن. بررسی مداوم اخبار، حتی برای آگاه ماندن، چرخه اضطراب را تغذیه میکند نه اینکه آن را کاهش دهد. دو یا سه بار در روز و از منابع معتبر کافی است.
2- تنظیم بدن قبل از تنظیم ذهن.
Bessel van der Kolk تأکید میکند که چون تروما در بدن ذخیره میشود، درمان هم باید از بدن شروع کند. تنفس عمیق دیافراگمی، ورزش منظم، و یوگا از جمله روشهایی هستند که در کاهش فعالسازی سیستم عصبی ناشی از استرس جنگ شواهد بالینی دارند.
3- حفظ ارتباطات.
انزوا استرس جنگ را شدت میبخشد. گفتگو با دوستان، خانواده، یا گروههای حمایتی، پادزهر مستقیم اضطراب است. اگر احساس میکنی فشار این روزها به رابطهات آسیب زده، پیشگیری از مشکلات زناشویی جای خوبی برای شروع است.
4- کمک به دیگران.
یکی از مؤثرترین راههای مقابله با احساس درماندگی ناشی از جنگ، اقدام هدفمند است. کمک به نهادهای بشردوستانه، حتی در کوچکترین شکل، حس کنترل را به فرد بازمیگرداند.
5- کودکان به صداقت متناسب با سن نیاز دارند.
اگر کودکی در خانه هست، فرار از سوالاتش راهحل نیست. پاسخهای ساده، صادقانه، و آرامشبخش، بدون جزئیاتی که او را بیشتر بترساند، مؤثرترین روش است. بچهای که از دنیای اطرافش میترسد به شیوه متفاوتی به حمایت نیاز دارد که جزئیاتش را جداگانه بررسی کردهایم.
۱۱. فوبیای جنگ چیست و چه تفاوتی با استرس جنگ دارد؟
این دو مفهوم اغلب با هم اشتباه گرفته میشوند.
استرس جنگ یک طیف از واکنشهای روانشناختی است که ممکن است از نگرانی ساده شروع شود. فوبیای جنگ اما به ترس غیرمتناسب و ناتوانکنندهای اطلاق میشود که حتی با فکر کردن به امکان جنگ هم راهاندازی میشود و عملکرد روزانه را جدی مختل میکند. فوبیای جنگ نوعی اختلال اضطرابی است و با پروتکلهای درمانی خاصی مثل CBT و مواجههدرمانی قابل درمان است.
اگر حس میکنید که مدتی درگیر استرس جنگ هستید دریافت نوبت مشاوره میتواند شروع مناسبی برای بهبود باشد
سوالات متداول
استرس جنگ چه مدتی طول میکشد؟
بستگی به شدت مواجهه، سابقه ترومای قبلی، و حمایت اجتماعی دارد. در اکثر افراد، واکنشهای حاد پس از چند هفته فروکش میکنند. اگر پس از یک ماه علائم ادامه داشتند، احتمال ابتلا به PTSD باید توسط متخصص بررسی شود.
آیا دیدن اخبار جنگ از تلویزیون هم میتواند PTSD ایجاد کند؟
مواجهه غیرمستقیم از طریق اخبار و تصاویر میتواند علائم PTSD ایجاد کند، اما معمولاً شدت کمتری نسبت به مواجهه مستقیم دارد. این پدیده «تروماتیزاسیون ثانویه» نامیده میشود و در افرادی که سابقه تروما دارند، شایعتر است.
استرس جنگ چه تفاوتی با PTSD دارد؟
استرس جنگ یک طیف از واکنشهای طبیعی است که ممکن است از نگرانی ساده شروع شود. PTSD یک اختلال بالینی تعریفشده در DSM-5 است که معیارهای تشخیصی مشخصی دارد، از جمله حضور فلاشبک، اجتناب، تغییر منفی در شناختها، و بیشانگیختگی به مدت بیش از یک ماه. تشخیص PTSD باید توسط متخصص انجام شود.
آیا کودکان میتوانند استرس جنگ بگیرند؟
بله، و اغلب از مسیر متفاوتی. کودکان اغلب اضطراب والدین را جذب میکنند پیش از آنکه خودشان مستقیماً با خبر جنگ مواجه شوند. علائم در کودکان ممکن است به شکل پسرفت رفتاری، کابوس، یا ترس از جدایی ظاهر شود.
چه درمانی برای استرس جنگ مؤثر است؟
روشهایی که بیشترین شواهد بالینی دارند شامل EMDR، درمان شناختی رفتاری متمرکز بر تروما، و روشهای بدنمحور مثل سوماتیک اکسپرینسینگ هستند. برای اختلالات خفیفتر، تکنیکهای ذهنآگاهی و تنظیم سیستم عصبی هم مؤثر هستند.
آیا دارویی برای استرس جنگ وجود دارد؟
بله، در موارد متوسط تا شدید، روانپزشک ممکن است داروهایی مثل SSRI یا SNRI تجویز کند. مؤثرترین رویکرد معمولاً ترکیب دارو با رواندرمانی است. تصمیم درباره دارو باید توسط روانپزشک گرفته شود.
منابع:
- Yehuda, R., & Bierer, L. M. (2007). Transgenerational transmission of cortisol and PTSD risk. Progress in Brain Research.
- van der Kolk, B. A., McFarlane, A. C., & Weisaeth, L. (Eds.) (1996). Traumatic Stress: The Effects of Overwhelming Experience on Mind, Body, and Society. Guilford Press.
- Charlson, F., et al. (2019). New WHO prevalence estimates of mental disorders in conflict settings. The Lancet.
- Amsalem, D., et al. (2025). A year into the war: Longitudinal effects of trauma, displacement, and income loss. Psychiatry Research.
- Brackstone, K., et al. (2024). Effects of blast exposure on anxiety and PTSD among displaced Ukrainian populations. PLOS Global Public Health.
- Masten, A. S. (2014). Global perspectives on resilience in children and youth. Child Development.
- WHO. (2024). Mental health in emergencies. World Health Organization.

